تبليغاتX
موفقیت























موفقیت

خداوند گويد من ناظر گمان بنده خويشم، اگر گمان خوب به من برد خوبي ببيند و اگر گمان بد برد، بدي ببيند

اگر امام حسین(ع) هدف از قیامش رو "اصلاح امت جدش" معرفی کرد، و اگر ما ادعا داریم که از امت رسول خدا(ص) هستیم، پس محرم بهترین زمانه که عینک غفلت رو برای دقایقی هم که شده از روی چشمامون برداریم و بذاریم نور کلام اصلاحگرانه ی امام حسین(ع) دیدگان ما رو هم روشن و بصیر کنه:


مردم برده های دنیا هستند و دین بازیچه ی زبانشان است،
تا آنجا دور و بر دین رو می گیرند که زندگیشان در رفاه باشد،
اما زمانی که در معرض امتحان قرار بگیرند دینداران کم می شوند.


.............................................................................. بحار الانوار ج 78 ص 117


خیلی حدیث تکان دهنده و ترسناکیه!
مبادا ما هم جزء این برده ها ی دنیا باشیم
نکنه ما هم دین بازیچه ی زبونمون باشه و خودمون خبر نداریم


آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که میشینیم و با خیال راحت غیبت می کنیم و ککمون هم نمیگزه.
در حالی که دین اسلام به شدت هرچه تمامتر غیبت رو نهی کرده ، تا اونجا که روایت داریم که غیبت از زنا هم بدتره! (الغیبتُ اشدّ مِنَ الزّنا)


آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که در صدا و سیما و سینمامون اساس فیلمهای طنز بدون استثنا، بر مبنای "دروغ گفتن های مکرر" شکل میگیره. و چه چیزی برای یک جامعه، بدتر از این که "دروغگویی" نه تنها قبیح شمرده نشه بلکه به صورت خیلی جذاب و کاربردی آموزش داده میشه!


آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که در مراسم عزای حسینی، آرایش کرده حاضر میشیم!
و بعد توجیه میکنیم که آرایشمون خیلی خفیفه!! و فراموش میکنیم که معیار سنجش اعمال ما "ذره" است. ( و مَن یَعمَل مِثقال ذرةٍ شراً یرَه)


آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که جوک های تمسخرآمیز رو مرتبا برای همدیگه پاس کاری می کنیم. در حالی که پیامبر اکرم(ص) یکی از اولین آموزه هاش بعد از مبعوث شدن، مبارزه ی جدی با برتری طلبی های قومیتی بود. چگونه میخوایم روز قیامت خودمون رو از زیر دین ترک ها و لرها و عرب ها و ... خلاصی بدیم؟ چرا وقتی می تونیم بنویسیم "یکی" - "یه نفر" - "یارو" و ... اصرار داریم که بنویسم "ترکه ، لره ، عربه و...


از اون بدتر چطور وجدانمون اجازه میده که وصله های بسیار زشت و قبیح جنسی رو به مردم فلان شهر بزنیم؟ آیا فکر کرده ایم این خنده های چند ثانیه ای، روز قیامت چقدر ما رو خواهد گریوند؟


آیا دین بازیچه ی زبون اونایی نیست که تا وقتی که زندگیشون رو براهه بسیجی هستند! ولی همینکه شرایط اقتصادیشون کمی به هم ریخت میشند مخالف دوآتیشه نظام !
باورتون میشه این جمله ی قصار!! رو با گوشای خودم از زبون یکی از آشناهامون شنیدم: ما با این انقلاب مشکلی نداریم، وضعمون خوب باشه دیگه فرقی نمیکنه شاه بالا سرمون باشه یا خمینی!
حالا مقایسه کنید با ابوذر که از شدت گرسنگی، آجر به شکمش می بست ولی حاضر نشد که بره زیر پرچم معاویه.


 آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که خودمون رو شیعه ی علی(ع) می دونیم اما هیچ حساسیتی نسبت به حجاب ناموسمون نداریم. آیا علی علیه السلام نفرمود : "خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد" 


آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی که نمازهامون با حجاب کامل(بدون معلوم بودن حتی یه تار مو) خونده میشه اما در کوچه و بازار ... 


آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی در بین فامیل به عنوان خونواده ای مذهبی شناخته میشم اما جشن ها و عروسی هامون درست مثل کسانیه که هیچ تقیدی به این امور ندارند


آیا دین بازیچه ی زبون اونایی نیست که وقتی مهمون میاد خونشون ظاهراً چادر سرشون می کنند ولی زیر چادر، لباس نامناسب تنشونه و انگار قسم خوردند که هر چند دقیقه یکبار چادرشون رو باز و بسته کنند !


آیا دین بازیچه ی زبونمون نیست وقتی میگیم "یا صاحب الزمان" اما بسیاریمون حاضر نیستیم سهم امام زمان (خمس) رو از توی مالمون بیرون بیاریم تا در راه امام زمان(ع) مصرف بشه.
خیلی از ماها، حتی نمیدونیم "سال خمسی" چیه؟!


آیا دین بازیچه زبونمون نیست وقتی که خیلی چیزها رو میدونیم ولی بهشون عمل نمی کنیم
و بعد توجیه میاریم که عمل مهم نیست و "دلت باید پاک باشه"!
و حال آنکه خداوند در سوره ی عصر،
قسم یاد میکنه که همه در حال خسران و زیان هستند مگر کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند و...


 


نوشته شده در یکشنبه 1389/10/05ساعت 9:30 توسط sprite| |

تولده ....

تولدت مبارک 

نوشته شده در جمعه 1389/08/21ساعت 10:8 توسط علیرضا مسگری| |

وقتي مدام به مشكلات و بيماري فكر مي‌كنيد‌، ذهن‌تان پيام‌هايي را به سلول‌ها مي‌فرستد كه باعث بيماري و ضعف جسمي مي‌شود‌.

 به‌طور يقين، يك ويژگي مشترك در تمام كساني كه بدني سالم و قوي دارند‌، وجود دارد و آن، شادي و آرامش است و به همين دليل، سلول‌هايي كه هر لحظه در بدن‌ این افراد توليد مي‌شود، بسيار سالم و منظم هستند.

همه‌ی ما داستان‌هاي زيادي از شفا یافتن بيمار‌ان شنيده‌ايم و مي‌توانيم ردپايي از ايمان قوي و باور قدرتمندي كه آنان در مورد بهبودي‌شان داشته‌اند را در وجودشان پيدا كنيم. همه‌ی آنان با تمام وجود باور داشته‌اند كه بهبود پيدا مي‌كنند و اين افكار زیبا، فرماني قدرتمند را به تمام سلول‌هاي بدن‌شان صادر مي‌كند که «‌اي سلول‌هایي كه درحال تولید هستيد! شما بايد در بهترين حالت و وضعيت ممكن، به‌وجود آييد تا بيماري من از بين برود.»ا

گر مي‌خواهيد اداره‌ي زندگي را در دست بگيريد، بايد به‌گونه‌اي ديگر عمل كنيد. راه‌کارهای زیر، شما را در رسیدن به این هدف، یاری می‌رساند:

- به يقين برسيد:

اين‌كه بخواهيد بيماري را از بين ببريد يا با آن كنار بياييد، روش مناسبي نيست بلكه تنها باید به خود ثابت كنيد كه اصلاً بيمار نيستید‌. تكرار كنيد كه سالم هستيد و جريان بيماري، تنها يك دروغ است‌. با تك‌تك سلول‌هاي خود صحبت كنيد و با مهرباني، اشعاري در رابطه با سلامتي و توانمندي آن‌ها بخوانيد‌.

- نترسيد و از كائنات تشكر كنيد:

 وقتی به يقين رسيديد كه در سلامت به‌سر مي‌بريد‌، دیگر هيچ ترسي به دل راه نمي‌دهيد. به خاطر چنين نشانه‌اي، از كائنات تشكر كنيد و چنين برداشتي داشته باشيد كه هميشه بايد لحظات را غنيمت شمرد.

- آرزوهای‌تان را به‌یاد آورید:

تمام آرزوها و اهداف بلندمدت خود را بار ديگر به‌ياد آورید. برای نمونه، طرحي براي انرژي‌بخشيدن به مبتلایان به بيماري‌هاي لا‌علاج پایه‌ریزی کنید يا كتابي در اين‌باره‌ بنویسید و از اين طريق، براي زندگی‌کردن، انگيزه‌سازي كنيد.

- ورود‌ممنوع:

براي محافظت از ذهن و فكرتان، يك تابلوی «ورود ‌ممنوع» براي افكار منفي در ذهن‌تان نصب كنيد‌. يك تابلوی «وجود افراد عصباني و غمگین ممنوع» و همين‌طور يك «لطفاً شاد باشيد»‌ در اتاق خود نصب كنيد. آهنگ‌هاي غمگين‌، كتاب‌هاي مأيوس‌كننده‌، داستان‌هاي تأسف‌بار و تمام مواردي كه به شما انرژي منفي مي‌دهند را در پشت «ورود‌ممنوع» قرار دهيد‌ و به‌جای آن‌ها، پذيراي انرژي مثبت و كتاب‌ها و افرادي كه به شما روحيه مي‌بخشند، باشيد‌.

- عبادت كنيد:

با در نظر گرفتن تمام موارد ذکرشده‌، گاهي دردهاي جسمي به سراغ شما مي‌آيد؛ دردهايي كه قابل تحمل و كنترل نيست. در اين مواقع، عبادت كنيد و به خود ثابت نمایید كه خداوند، چاره‌ي هر دردي‌ست‌.

- صحبت كنيد:

 با قرص‌‌هاي خود صحبت كنيد و به آن‌ها بگویيد كه قرار است چه كاري براي شما انجام دهند و زماني را كه براي انجام آن کار به آن‌ها مي‌دهيد، گوشزد كنيد‌. دست خود را روي بدن‌‌تان بگذاريد و با تك‌تك سلول‌هاي‌تان صحبت كنيد و براي‌شان توضيح دهيد كه بايد چه‌طور عمل كنند‌.

- گاهي تنها ماندن، بهتر است:

اگر در شرايطي قرارگرفتيد كه هم‌اتاقي‌تان، فردي سرشار از انرژي منفي بود‌، در آن شرايط، تنها ماندن، بسیار بهتر است‌. در جست‌وجوي كساني باشيد كه به شما انرژي مثبت مي‌دهند و بیش‌تر وقت خود را با آنان بگذرانيد‌.


نوشته شده در شنبه 1389/07/10ساعت 12:35 توسط sprite| |

همه جا میریم اما خونه ی خدا نه؛ همون خدایی رو میگم که به ما توان رفتن به همه جا رو داده.


خونه ی همه میریم اما خونه ی خدا نه. منظورم از خونه ی خدا، کعبه نیست، بلکه مسجده. همون مسجدی که پیامبر (ص) فرمود: رابطه ی مؤمن با اون مثل رابطه ی ماهی با آبه. مگر ما امّت پیامبر نیستیم؟ پس چرا اون حضرت بسیاری از اوقات شریفشون توی مسجد سپری میشد ولی ما حتی هفته ای بیست دقیقه هم برای مسجد وقت نداریم؟!


چقدر بدم میاد وقتی طرف از خونه ی خدا (اتفاقاً اینجا منظورم کعبه است!) برمیگرده و شروع میکنه به تعریف کردن از نماز جماعت های عظیم اهل سنت  و به به و چه چه از این همه اهمیت دادن به جمعه و جماعت، اما خودش هیچ قدمی برای عظمت یافتن جماعت های شیعه بر نمی داره!


به حضرت علی علیه السلام خبر رسید: در کوفه گروهی هستند که در همسایگی مسجد به سر می برند، ولی در جماعت مسلمین حاضر نمی گردند.
حضرت به شدت عصبانی شد و فرمود:
باید به نماز با ما در مسجد حاضر شوند، وگرنه، باید کوچ کنند و از همسایگی مسجد دور گردند و با ما همجوار نباشند و ما هم با آنها مجاور نباشیم
.
[1]


با شنیدن حدیث بالا، دل آدم با هشت و هشت دهم ریشتر شروع میکنه به لرزیدن. مگه میشه شیعه ی علی (ع) باشی و از ناراحتی مولات تحت تأثیر قرار نگیری؟


نمیدونم چرا اینجوری شدیم؟ نمیدونم این چه بلایی بود که بر سر شیعه فرود اومد؟
آخه چطور میشه که بعضی ها سال تا سال دلشون برای مسجد تنگ نمیشه؟
چرا بعضی ها فکر می کنند مسجد فقط مال حزب اللهی هاست؟!
چه عیبی داره موهامون فشن و لباسهامون تنگ باشه ولی بچه مسجدی هم باشیم؟!
چه عیبی داره مسجدمون ترک نشه حتی اگه حجابمون چندان که باید و شاید درست نیست؟!
آخه چطور میشه که بعضی ها قید این همه ثوابی که برای نماز جماعت ذکر شده رو میزنند؟!


در پایان دو حدیث از آقا رسول الله ، و یک در خواست:


حدیث اول: آگاه باشید، هرکسی به طرف مسجد برای اقامه ی نماز جماعت حرکت کند، به هر قدمی هفتاد هزار حسنه و ثواب برای او نوشته می شود، هفتاد هزار گناه او پاک می گردد، و به همین اندازه درجاتش بالا می رود... [2]
( واقعاً کسی هست که به این ثوابها احتیاجی نداشته باشه؟!)


حدیث دوم: به یهود و نصاری سلام کنید، ولی بر یهود امت من سلام نکنید.
عرض کردند: یا رسول الله! یهود امت شما کیست؟
فرمود: آنها که صدای اذان و اقامه را می شنوند، ولی در نماز جماعت حضور پیدا نمی کنند. [3]

(واقعاً کسی هست با خوندن این حدیث دلش نلرزه؟!)


و اما درخواست: همین الان دستت رو از روی ماوس بردار و بذار زیر چونه ات! یک دقیقه، فقط یک دقیقه به حرفام و احادیثی که ذکر کردم فکر کن. خودتی و خدای خودت. ببین میتونی یه برنامه ریزی کنی که هفته ای لااقل دو نماز رو به جماعت بخونی؟ ببین نزدیک ترین زمانی که میتونی برای رفتن به مسجد برنامه ریزی کنی میشه کی؟


ماه خدا، فرصت خوبیه برای آغاز انس گرفتن با خونه ی خدا
درست مثل انس گرفتن ماهی با آب...


پاورقی:
[1] تنبیه الخواطر ، ج2 ، ص 331
[2]  مکارم الاخلاق ، ج2 ، ص 375
[3] لئالی الاخبار ، ج4 ، ص 204



نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/11ساعت 16:5 توسط sprite| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1389/05/25ساعت 15:6 توسط sprite| |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1389/05/23ساعت 18:37 توسط علیرضا مسگری| |

درس اول: مهم نیست چقدر مغز دارید. مهم اینه که چقدر ازش استفاده می کنید....

درس دوم:با بعضی ها فقط به زبون خودشون میشه حرف زد....

درس سوم: گاو بودن بهتر از خر شدن است...

نوشته شده در پنجشنبه 1389/04/10ساعت 13:48 توسط sprite| |

در زندگی نکته ی با مزه ای  هست

اگر چیزهای متوسط را نپذیرید

اغلب اوقات بهترین چیزها نصیبتان خواهد شد.

نوشته شده در چهارشنبه 1389/02/22ساعت 11:48 توسط sprite| |

جریان داشتن زندگی ما به خاطر آبکی بودنشه، نه چیز دیگه..!
نوشته شده در جمعه 1388/11/30ساعت 14:28 توسط sprite| |

 
اهرمی از امید و  باور به من بدهید تا من بدون محاسبات ریاضی زمین را از
 
 جای خود جابه جا کنم.    " ارشمیدس "
نوشته شده در جمعه 1388/11/23ساعت 19:59 توسط sprite| |

آرام شوید و به جای وابسته شدن به آن خواسته ، آن را به دست خداوند بسپارید.

عزیزان دل؛ کمی فکر کنید.اگر وابستگی به چیزی مانع جریان یافتن خوبی ها به زندگی شما شود آنگاه وابسته نبودن که نقطه مقابل آن است باعث سرازیر شدن همه آنچه که آرزو داریم به زندگی ما میشود.

خلاصه کلام این است: اگر میخواهید چیزی یا کسی را به دست آورید، رهایش کنید.

نوشته شده در دوشنبه 1388/11/19ساعت 13:32 توسط sprite| |

 

عزیزان دل؛ قانون دهش ، قانونی فوق تصور است،برای دریافت آنچه در عمق درونتان می پرورانید.

هر کس بدون وابستگی به چیزی و فقط با فرمان به جهان هستی میتواند آرزوی های خود را تحقق بخشد.

یاران من؛ اگر همیشه در تعقیب کسی باشید یا به دنبال چیزی بدوید آن را از خود دور کرده اید. این اصل در مورد پول ، همسر ، دوستان و ... صدق میکند.

به طور ساده تر اگر منتظر تلفنی باشید و تمام هفته پایتان را از خانه بیرون نگذارید و حتی حمام هم نروید و درست کنار تلفن بنشینید ، همه به شما زنگ میزنند به غیر از آن کسی که منتظرش بودید!!!

شما با توجه ای بیش از حد به یک خواسته و به عبارت ساده تر با گیر دادن به آرمان ها و آرزوهایتان آن را از خود دور کرده اید.

راه حل این مشکل را فردا در پست بعدی برایتان میگویم!

نوشته شده در شنبه 1388/11/17ساعت 9:52 توسط sprite| |

این بار دوم هست که دارم راجع به عادت به موفقیت مطلب میذارم خواهش میکنم دقت کنید

قانون یازدهم

حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .
شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .

نوشته شده در پنجشنبه 1388/11/15ساعت 0:31 توسط علیرضا مسگری| |

اینم قانون دهم برای علاقمندان

 

هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .

نوشته شده در یکشنبه 1388/11/11ساعت 23:16 توسط علیرضا مسگری| |

قانون نهم برای موفقیت

اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/07ساعت 8:42 توسط علیرضا مسگری| |

کودک ده ساله ای که دست چپ اش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد .
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1388/11/05ساعت 22:45 توسط sprite| |

امروز دست به کار تازه ای بزنید.

همین . . .

با آرزوی این که چشمانتان از بارقه های امید بدرخشد و لبانتان با لبخند مهر گشوده شود.

نوشته شده در یکشنبه 1388/11/04ساعت 12:51 توسط sprite| |

ببین اینجارو که قانون هشتم غوغا کرده

ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

نوشته شده در جمعه 1388/11/02ساعت 15:10 توسط علیرضا مسگری| |

توجه دارید که تا به حال ۶ قانون برای موفقیت ذکر شده است و در این فصل امتحانات اینم از قانون هفتم خوب بخونیدو خوب عمل کنید

هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

نوشته شده در جمعه 1388/11/02ساعت 15:8 توسط علیرضا مسگری| |

مثل تمبر پستی باشید ، وقتی به هدف چسبیدید تا رسیدن به موفقیت(مقصد) آن را رها نکنید!
نوشته شده در شنبه 1388/10/26ساعت 12:27 توسط sprite| |

باران باش و ببار. مپرس پياله هاي خالي از آن كيست
نوشته شده در شنبه 1388/10/26ساعت 12:2 توسط sprite| |

از نظر علمی ثابت شده است که زمانی که انسان به موفقیت میرسد و یک وظیفه مهم را تکمیل انجام میدهد در مغز آندرفینی ترشح میشود که این اندرفین به انسان وجه طبیعی  میدهد و احساس مثبت بودن و جذابیت و خلاقیت و اطمینان میدهد و انسان میواند به این ماده در بدن اعتیاد مثبت پیداکند.
نوشته شده در جمعه 1388/10/25ساعت 10:33 توسط علیرضا مسگری| |